خبرگزاری حوزه، تهران: مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در ایران و عراق به نماد وحدت ملی و انسجام اسلامی تبدیل شده است و به گفته کارشناسان نقطه عطفی در نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. خبرنگار خبرگزاری حوزه در همین راستا با حجت الاسلام والمسلمین حسن خطیرآقاجانی، کارشناس دینی داشته است که مشروح آن در ادامه می آید.
مهم ترین دستاورد حضور پر شور مردم در مراسم وداع با رهبر شهید و اعضای شهید خانواده حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی را بفرمایید.
این حضور عظیم، پیوند عمیق ملت با آرمانهای انقلاب و نماد قدرشناسی از رهبری بود که در سختترین شرایط، کشور را به پیش برد. مردم نه فقط یک شخصیت، بلکه «مکتب رهبر شهید» را تکریم کردند؛ مکتبی بر پایه ارزشهای دینی، استقلالطلبی و ایستادگی. این نشان داد شهادت، جریان مقاومت را متوقف نمیکند.
این حضور، پاسخی محکم به استراتژیهای نظام سلطه بود. این پیام را داد که در ایران، مردم در مقابل تهدیدات میایستند و شهادت رهبران، نه باعث عقبنشینی، که به انقلاب نشاط تازه میدهد.
چگونه می توان از این دستاوردها برای برون رفت از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» خارج شد؟
این راهبرد در دو مسیر پیگیری میشود: تقویت قدرت درونزا (بالهای پیشرفت).
قدرتآفرینی از داخل، هزینههای تهدیدات خارجی را کاهش میدهد و کشور را در موقعیت چانهزنی بالاتر قرار میدهد:
اولویت اقتصاد و معیشت: حل مشکلات معیشتی به عنوان مهمترین سرمایه اجتماعی برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن است. حذف ریشههای فساد برای جلب اعتماد عمومی و مشارکت در عزم ملی ضروری است.
سرمایهگذاری در جهاد علمی و بهروزرسانی دکترین دفاعی (مانند پدافند هوشمند) بازدارندگی ایجاد میکند.
همراه با قدرتسازی، باید با ابتکار عمل وارد عرصه دیپلماسی شد تا فشارها مدیریت شود: مذاکره از موضع عزت: ادامه گفتوگوها برای رفع تنشها، مشروط به حفظ عزت ملی و با هدف خروج از وضعیت پرهزینه فعلی. بازی دادن جدیتر به کشورهای میانجی برای تنشزدایی و احیای توافقات، بدون خوشبینی سادهاندیشانه به غرب.
نقشی که روحانیون و طلاب برای حفظ روحیه خونخواهی رهبر شهید و انتقام از جریان سلطه و رژیم صهیونسیتی دارند، چیست؟
نقش روحانیون و طلاب در این مسیر، عمدتاً ترسیم چارچوب های اعتقادی و تبیین راهبردی است، نه مدیریت عملیاتی نبرد. وظیفه اصلی آن ها، تبدیل شعار «انتقام» و «خونخواهی» به یک اراده و گفتمان پایدار در سطح جامعه تعریف شده است. این نقش در چند محور اساسی خلاصه میشود. تبیین «انتقام سخت» در مقابل «انتقام احساسی»: بر اساس آموزههای دینی و سیره اهل بیت (ع)، آن ها تلاش میکنند خونخواهی را نه یک واکنش زودگذر و هیجانی، بلکه یک راهبرد هوشمندانه و حساب شده در چارچوب «مقاومت فعال» تبیین کنند تا امید و اراده مردم را به اقدام مدبرانه تبدیل نمایند.
گفتمانسازی با الهام از حماسه عاشورا: با بهرهگیری از مفاهیمی چون «احیای امر اهل بیت» و «استمرار نهضت»، خون رهبر شهید را نه پایان راه، بلکه منبعی برای تحرک و بیداری معرفی میکنند و شهادت را به مثابه یک مکتب و سرمایه معرفی میکنند.
تداوم بخشیدن به «روحیه جهادی»: این قشر، با حضور در میادین فرهنگی، علمی و اجتماعی، نماد استمرار انقلاب هستند و با تبیین ابعاد توطئههای دشمن (از جمله جریان سلطه و صهیونیسم)، از سستارادهای و فراموشی آرمانها جلوگیری میکنند. حوزویان همچنین با روشنگری در فضای مجازی و پاسخ به شبهات، به عنوان سنگرهای دفاع از حریم ولایت عمل میکنند.
چگونه دستگاه دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی می تواند از این مراسم عظیم و حماسی برای تقویت جبهه مقاومت بهره ببرد؟
این بهرهبرداری در سه محور کلیدی تعریف میشود: بازتعریف «قدرت ملی» در محافل بینالمللی. سفیران و دیپلماتها باید این حضور را به عنوان «نظرسنجی عملی» و «شاخص سرمایه اجتماعی» نظام معرفی کنند و به دنیا اثبات نمایند که:
ـ مردم، پشتیبان راهبردی مقاومتاند و این حمایت، هزینه هرگونه خطای دشمن را افزایش میدهد.
ـ آسیبپذیری رژیم صهیونیستی را به رخ بکشند؛ چراکه این حضور نشان داد تهدید و ترور، نه تنها اراده ملت را نمیشکند، بلکه موجب انسجام بیشتر و افشای ماهیت دشمن میشود.
فشار حداکثری بر افکار عمومی غرب (دیپلماسی رسانهای): با بازپخش صحنههای باشکوه در رسانههای بیگانه و شبکههای اجتماعی، میتوان:
ـ روایت انزوای ایران را بشکند و تصویر یک ملت متحد را در تقابل با اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی به نمایش بگذارد.
ـ حقانیت محور مقاومت را مستندسازی کند و جنایات طرف مقابل را در افکار عمومی جهان برجسته سازد.
تقویت هماهنگی میدانی با جبهه مقاومت (دیپلماسی منطقهای): در سطح عملیاتی، دولت میتواند از این فضای روانی و سیاسی برای:
تسریع در اجرای توافقات راهبردی با کشورهای محور مقاومت (برای اجماعسازی علیه دشمن مشترک) بهره ببرد.
افزایش هماهنگی نظامی و امنیتی با گروههای مقاومت در سطح اطلاعاتی و پشتیبانی، با استناد به «نیاز میدانی» برای پاسخ به تهدیدات.
ترکیب این سه وجه، یعنی «اقتدار نمایش داده شده در داخل» با «ابتکار عمل در عرصه بینالملل»، میتواند معادله «نه جنگ، نه صلح» را به نفع ایران تغییر دهد و میز مذاکره را با پشتوانه مردمی قویتری برای نظام جمهوری اسلامی تضمین کند.











نظر شما